![]() |
![]() |
|
| ادب و هنر |
|
سلام
حالم بداست ازدست همه ی کسانی که هیچ چیزی از شعر نمی فهمن و چه قدر هم زیادن حالم بد است از دست پسرکی که خیلی زود شاعر خوبی شد وحالا دیگر فقط خودش را میبیند یک کره ی زمین ویک ... از دست همه ی کسانی که اینقدر بزرگ هستند که حرفهایشان... واز دست همه ی بزرگ هایی که سکوت... واز دست شعر این سرزمین که اینقدر... ای کاش... بگذریم بدی که گفتن ندارد... ویک غزل مثنوی که خیلی وقت است آمده و...
عشق تورا به قلب خودم بند می زنم "گونه به گونه ات که به ترفند می زنم" گفتی بخند تا من دل خسته بشکفم لب را به چشم های تو پیوند می زنم * من عاشقم به تو بهتو ای آسمان ترین آری قسم به سوره ی قرآن قسم به تین از اولش مدار زمین اشتباه بود خورشید بودی وهمه دنیا سیاه بود منظومه ی تمام جهان چشم های توست آری تو عشقی و همه دنیا برای توست ای سبز تر تو از همه اردیبهشت ها در دست های توست کلید بهشت ها * جادو نکرده ای تو مرا که من اینچنین تنها به روی ماه تو لبخند می زنم با من بمان همیشه که وقتی تو نستی دیوانه سر به دشت و دماوند می زنم
خداحافظ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 12:8 توسط حاتمه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
حاتمه سیدزاده
متولد پانزده اردی بهشت 1370 زمان درازی است که می نویسد اما... |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
|
RSS
|